درین دیز خراب کنه بیگانه چه کنم
بغض ابری سیاه ام و تنها
بیکس در این ورطه ی بی انتها
چه کنم
خسته شدم از همه فصل ها
تکرار ناپایدار
خسته و تنها
زخمی لبخند های زهر آگین
به نام عشق
عفونت چشم بیگانه بزرگ ترین گناه
منم این سیب نیم خورده ی بهشت
به دادم برس
ای یاور همه بی کس ها
افتاده ام از پا
من بی رنگ
چه کردم که نامم نفرین شد به همه لب ها
م ح بی رنگ
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۳ ساعت 0:30 توسط میثم حسنی م ح بی رنگ
|