بسم الله الرحمن الرحیم
متعفن از هیچ...!!
احمقانه می سرایند
سرود فتح شان .
به لبخندی چندش آور 
در سکوت سردشان.
چنان در شکوه غروری متعفن..
.
اینان فخر فروشان به خاکند
خاک بر سر.
به خاکستر نکبت زندگی شان
می نشینند
در حسرتی
که شاید
شاید
شاید
چنان چون ققنوسی ، ز خاکستر باز گیرند پر..
.
رهگذار جاده های هیچند
در توهمی ، راه پویان کمال
این ظاهر فریبان ،گندیده درون
رهسپار سوی زوال..
.
خجلت بردم
ز آفتاب
از همنشینی با چنین
ابلهانی به ظاهر ، انسان تبار...!!
م ح بی رنگ
تقدیم به کسانی که سراسر هیچند و در افکار خود ُخود را خدایی بی همتا می بینند پیچیده شده در غروری سخت و ایمان به باوری گنگ و هرز . گمشده در مسیر نادانی به اعتقاد دانایی .... خوشا آنکه با نادانی خود ایمان می اورد که اولین قدم به سوی دانایی درک نادانیست ... سراسر وجود انسان معماست و انکه هیچ نمی یابد خود را همه چیز می بیند و انکه اولین قدم را بر می دارد به تن لرزه می افتد از وسعت حضور انسان و قدرت خدای متعال در این معجزه ی آفرینش (انسان).الله اکبر !! نوشته شده توسط میثم حسنی
| 2:51 | سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
•


